امروز
چهارشنبه , 17/شهريور/1389
Wednesday , 08/September/2010 -
صفحه نخست
رویدادها و گزارش ها
کارگاه داستان
گنجينه
درباره كانون
تماس با كانون
بايگاني ماهنامه
کتاب نما
انجمن دانش آموختگان غیر ایرانی کانون ادبیات
خبرهای کانون
شعر
داستان
مباحث نظری
طنز
خبرهای ادبی
صدا و تصوير
عكس
ماهنامه كانون ادبيات ايران
شماره دوازدهم ـ شهریور 1389
آيين های شگفت انگيز
معرفی کتاب
تعامل بین تئاتر و ادبیات
ارتباط دو سویه نمایشگران و داستان نویسان
سه نام بر يک زبان
دری، تاجيکی و فارسی
دوران هری پاتر یا سینمایی که عطش ادبیات دارد
ادبیات داستانی معاصر نوجوان
گفتگو با جمال میرصادقی
نمی توانیم تكنیك داستان نویسی را ایرانی كنیم!
ادبيات در رسانه
نگاهی گذرا به مقوله ادبیات در تلوزیون
زهرخند
طنز امروز
نقد داستان "سرم میان دستهایم راه می رود"
نقد کارگاهی داستان کوتاه
خبرهای کانون
ادبیات عامه به روایت محمد جعفری
بررسی کتاب علی بابا چاهی
بازخوانی شعر «علی بابا چاهی»
نقد مجموعه آثار «کنوت هامسون»
برنامه آتی نشست نقد داستان
گزارش نقد مجموعه ی «عروس بید»
«عروس بید»
"درآمدی بر چهارچوب"
گزارشی از نشست نقد شعر
نقد مجموعه داستان«بماند...»
«ویرگولها به کنار!آمدنم آمده تو ببیند»
«آنجا که برفها آب نمی شوند»
کتاب نما
ظهور و سقوط رایش سوم
برهوت عشق
گل صحرا
روانشناسى اجتماعى
بخارای من ایل من
روزی بدرازای یک قرن
داستان فلسفه
تئاتر ابسورد
شکل های زندگی
قصر
کتاب نما: روانشناسى اجتماعى
عنوان:
روانشناسى اجتماعى
نویسنده:
ترجمه \"علی تحصیلی\"
ISBN-10(13):
002365556
ناشر:
آمه
تاریخ انتشار:
1389
ویرایش:
زبان:
English
امتیاز:
تصویر:
توضیح:
باید بياموزيم كه از كسى متنفر نشويم
جواد لگزیان
Javad.lagzian@gmail.com
روانشناسى اجتماعى ماهيتاً علمى است که رفتار فردى را در مركز توجه قرار می دهد و علل رفتار و انديشهى اجتماعى را بررسى مىكند.
اما روانشناسى اجتماعى چگونه به شناخت دست مىيابد و روش کار علمی آن چگونه است.
" روانشناسى اجتماعى"کتابی کاربردی با زبانی ساده است از "رابرت ا.براون،دونا برن و بلر تی .جانسون" که به صورت موضوع محور مسائلی مانند هیجان،جنسیت،عشق،پر خاشگری و رهبری را مورد بحث و بررسی قرار داده و ارتباط آن را با موضوعات دیگر و چشم اندازهای آینده تحقیقات بعدی را توضیح می دهد.
در موضوع پيشداورى نویسندگان این کتاب براین باورند که پيشداورى بعضاً از وجوه اساسى تفكر اجتماعى ناشى مىشود. زمانى كه پيشداورى استقرار يابد، تصورات قالبى قوياً بر وجوه مهم تفكر اجتماعى اثر مىگذارند . تصورات قالبى شامل باورهايى در خصوص گروههاى گوناگون اجتماعى هستند كه تحت تأثير وضعيتخُلقى و واكنشهاى آن قرار دارند.
آنها تصریح می کنند که پيشداورى در همهى جوامع انسانى متداول است و چه بر روى فرد يا گروه قربانى آن و چه بر كسانى كه داراىپيشداورى هستند اثرات زيانبارى برجاى مىگذارد.اما براى كاهش پيشداورى، چهموانعى بايد از سر راه برداشته شود؟
بارون ،برن و جانسون می گویند:باید بياموزيم كه از كسى متنفر نشويم.
آنها ايجاد تماس ميان گروهها و همچنين تغيير يا انحلالگروه خودى و غيرخودى و تبديلشان به "گروه ما" را راه حل این مشکل می دانند.
برای نمونه بارون ،برن و جانسون به سراغ یک معضل شهری در ایالات متحده می روند: در حال حاضر بسيارى از شهرهاى آمريكا گرفتار نوعى دوگانگى هستند. بخشهاى از هم پاشيدهى پايين شهر مملو از خلاف وتبهكارى است و در وهلهى اول به محل سكونت افرادى متشكل از گروههاى اقليت اجتماعى بدل شده است. اما در بخشهاىبالاى شهر كسانى سكونت دارند كه نسبتاً در رفاه و ناز و نعمت بهسر مىبرند. اكثر ساكنين اين بخش از شهر را سفيدپوستان ياافرادى از گروههاى اقليت تشكيل مىدهند كه تا اندازهاى موقعيت اقتصادى مناسبى كسب كردهاند. ناگفته پیداست تماس ميان افرادى كه در دو منطقه و در واقع در دو دنياى متفاوت زندگى مىكنند در حداقل ممكن صورتمىگيرد.
اين وضعيت سوآل قابل توجهى را مطرح مىسازد: آيا مىتوان از طريق افزايش سطح تماس ميان گروههاى گوناگون مردم، براساس نيازها، فعاليتها و اميال مشترك مردم آن مناطق، كارها را بهگونهاى پيش برد كه به كاهش ميزان پيشداورى منجر شود؟
تفكرى كه چنين پرسشى مبتنى بر آن مطرح مىشود، به فرضيهى ارتباط جويى موسوم است و دلايل مكفى در راستاى اين پيشبينىوجود دارد كه چنين راهكارى بهاحتمال زياد مؤثر از كار درخواهد آمد .اول آنكه افزايش تماسميان اشخاص متعلق به گروههاى گوناگون اجتماعى ممكن است منجر به آن شود كه افراد شباهتهاى موجود ميان دو گروه را بهتردرك كنند و به رسميت بشناسند چرا که شباهتهاى ادراكشده مىتواند باعث افزايش جاذبههاىهر گروه براى افراد گروه ديگر شود. دوم آنكه، اگرچه تصورات قالبى در برابر تغيير مقاومت مىورزند، با اين حال، در صورتمواجهه با اطلاعات كافى و ناهمخوانى با چنين مواردى يا چنانچه افراد با چندين مورد "استثنا"ى ناقض تصورات قالبى خود رو بهرو شوند، امكان تغيير دور از انتظار نيست .سوم آنكه، افزايش تماسها ميان افراد دو گروه باعثارتقاى احتمال زدودن توهم تجانس در افراد ديگر خواهد شد. بر اساس دلايل فوق، بهطور نظرى، ممكن به نظر مىرسد كهتماس مستقيم بين گروهها در مبارزه با پيشداورى بهمنزلهى ابزار مؤثرى به كار رود.
اما آيا در واقعيت نيز چنين است؟ شواهدتجربى موجود دال بر درستى چنين نظريهاى هستند، منتها در وضعيتى كه شرايط زير مهيا باشد:
*گروههاى دخيل در يك رابطهى متقابل اجتماعى، بايد از لحاظ اجتماعى، اقتصادى، و منزلت اجتماعى متناسب با وظيفهى محوله در برنامهىگروهى مشترك در وضعيت و شرايط يكسانى باشند.
*موقعيت تماس بايد واجد شرايط همكارى و عدم وابستگى باشد، بهطورى كه گروه همّ خود را صرف اهداف مشترك كند .
*تماس ميان افراد گروه بايد غيررسمى باشد، بهطورى كه آنها قادر به آشنا شدن شخصى و بلاواسطه با يكديگر باشند.
*تماس بايد در وضعى صورت گيرد كه در آن هنجارها براى هر دو گروه يكسان و به زيان هيچيك از طرفين نباشد.
*رابطهى متقابل گروهها بايد بهگونهاى باشد كه در آن امكان عدم تأييد باورهاى مبتنى بر تصورات قالبى منفى براى هر گروه تأمين شود.
*شخصيت افراد شركتكننده در فعاليتهاى گروهى بايد مورد پذيرش و احترام يكديگر باشد.
مطالعات بارون ،برن و جانسون نشان می دهد چنانچه ميان گروههايى كه يكديگر را با ديدى خصمانه مىنگريستند، تحت شرايط فوق تماس حاصل شود، احتمال مىرود كهپيشداورىهاى ضعيف و نه چندان شديد ميان آنها رفتهرفته رو به زوال رود،گويى بسيارى از نگرانىها، تصورات قالبى و ادراكهاى اشتباهِ حائل بين آنها همچون يخهايى در برابر گرماى اطلاعات جديد ذوب مىشود و با محو شدن پيشداورىها، شوقها و دوستىهاى جديد پا مىگيرند.
با یک مثال جالب تغيير مفهوم "ما" و "آنها" از زبان بارون ،برن و جانسون این گونه تصویر می شود که :روزهاى مربوط به دورهى دبيرستان را به خاطر آوريد و زمانى را تصور كنيد كه تيم فوتبال دبيرستان شما قرار بود با تيم يكدبيرستان از شهرى در همسايگى شهر شما مسابقه برگزار كند. شما طبيعتاً تيم دبيرستان خود را تيم "ما" خطاب مىكرديد و تيمشهر ديگر را "آنها". اكنون همچنان تصور كنيد كه تيم "آنها" مسابقه را مىبرد و به مسابقات مربوط به ردهبندى ليگ برتر معرفىمىشد. اكنون شما به "آنها" از چه زاويهاى مىنگريد؟ احتمال اينكه در مسابقات پيش رو، شما آن تيم را در شرايط جديد، تيم "ما"بناميد، بسيار بالاست. هر چه باشد و بهرغم همهى آنچه روى داده است، اين تيم اكنون در مسابقات ليگ برتر معرف استانشماست. به همين ترتيب، چنانچه تيمى از يك استان ديگر به مصاف يك تيم خارجى بشتابد، شما از آن تيم استانى به مفهوم "ما"نام خواهيد برد.موقعيتهايى شبيه به اين، با امكان تغيير مرزهاى موجود ميان "ما" و "آنها" در زندگى روزمره بسيار متداول است. بر ايناساس سوآلى مطرح مىشود: آيا چنين جابهجايى مرزها - يا ردهبندى مجدد، آنگونه كه روانشناسان اجتماعى از آن نام مىبرند -قادر به كاهش پيشداورىها هستند؟
بارون ،برن و جانسون خوش بینانه به قول نظريه ی الگوى هويت خودى مشترك گروهی از روانشناسان اجتماعى تاکید می کنند که: چنانچه افراد متعلق به گروههاى اجتماعى گوناگون در وضعيتى خود را بهمنزلهى اعضاى يك هويت اجتماعىواحد درك كنند، نگرش آنها در مورد يكديگر - به عنوان اعضاى سابق گروه ديگر - در جهت مثبت دگرگون خواهد شد. پسچنين نگرش مساعدى تماس مثبت ميان اعضاى گروههاى پيش از اين جدا از يكديگر را تقويت مىكند و نتيجهى آن، بهنوبهىخود، تحريفهاى ميانگروهى را كماكان تقليل مىدهد. بهاختصار مىتوان گفت، تضعيف يا حذف مرزهاى اوليهى "ما – آنها"فرايندى را فعال مىسازد و فرد را در راستاى كاهش گسترهتر پيشداورى و نگاه خصمانه هدايت مىكند.
تحقیقات این گروه مطالعاتی نشان می دهد کار مشترک گروههای مختلف اجتماعی همدلی را تقویت می کند که زندگی اجتماعی بهتری برای تمامی اعضای جامعه پدید می آورد.
نشر کتاب آمه" روانشناسى اجتماعى"با ترجمه "علی تحصیلی" منتشر کرده است.
@ 2003-2009 KanoonWeb All Rights Reserved.
برداشت از مطالب اين سايت با ذکر منبع آزاد است