امروز
چهارشنبه , 17/شهريور/1389
Wednesday , 08/September/2010 -
صفحه نخست
رویدادها و گزارش ها
کارگاه داستان
گنجينه
درباره كانون
تماس با كانون
بايگاني ماهنامه
کتاب نما
انجمن دانش آموختگان غیر ایرانی کانون ادبیات
خبرهای کانون
شعر
داستان
مباحث نظری
طنز
خبرهای ادبی
صدا و تصوير
عكس
ماهنامه كانون ادبيات ايران
شماره دوازدهم ـ شهریور 1389
آيين های شگفت انگيز
معرفی کتاب
تعامل بین تئاتر و ادبیات
ارتباط دو سویه نمایشگران و داستان نویسان
سه نام بر يک زبان
دری، تاجيکی و فارسی
دوران هری پاتر یا سینمایی که عطش ادبیات دارد
ادبیات داستانی معاصر نوجوان
گفتگو با جمال میرصادقی
نمی توانیم تكنیك داستان نویسی را ایرانی كنیم!
ادبيات در رسانه
نگاهی گذرا به مقوله ادبیات در تلوزیون
زهرخند
طنز امروز
نقد داستان "سرم میان دستهایم راه می رود"
نقد کارگاهی داستان کوتاه
خبرهای کانون
ادبیات عامه به روایت محمد جعفری
بررسی کتاب علی بابا چاهی
بازخوانی شعر «علی بابا چاهی»
نقد مجموعه آثار «کنوت هامسون»
برنامه آتی نشست نقد داستان
گزارش نقد مجموعه ی «عروس بید»
«عروس بید»
"درآمدی بر چهارچوب"
گزارشی از نشست نقد شعر
نقد مجموعه داستان«بماند...»
«ویرگولها به کنار!آمدنم آمده تو ببیند»
«آنجا که برفها آب نمی شوند»
کتاب نما
ظهور و سقوط رایش سوم
برهوت عشق
گل صحرا
روانشناسى اجتماعى
بخارای من ایل من
روزی بدرازای یک قرن
داستان فلسفه
تئاتر ابسورد
شکل های زندگی
قصر
کتاب نما: تئاتر ابسورد
عنوان:
تئاتر ابسورد
نویسنده:
مارتين اسلين
ISBN-10(13):
تئاتر ابسورد
ناشر:
کتاب آمه
تاریخ انتشار:
1388
ویرایش:
زبان:
English
امتیاز:
تصویر:
توضیح:
اهمیت امر عبث
جواد لگزیان
آیا تاکنون به اجرای یک تئاتر مدرن در یک زندان عادی فکر کرده اید؟آن هم یکی از نمایشهای بکت،سرشار از بی معنایی و اضطراب و سردرگمی!
مارتین اسلین در کتاب "تئاتر ابسورد" از جمله از تجربه موفق "هربرت بلاو "در به روی صحنه بردن "در انتظار گودو" نوشتهي ساموئل بكت سخن می گوید.
در 19 نوامبر 1957 بازيگران عضو كارگاه بازيگري سان فرانسيسكو در برابر تماشاگران که از چهارصد تن زنداني زندان سنكوئنتين تشكيل شده بودند، این تئاتر را اجرا کردند و البته با استقبال بی نظیر و برداشتهای نو و جالب تماشاگران روبرو شدند.
مارتین اسلین در کتاب "تئاتر ابسورد" از تئاتری می نویسد که به هيچوجه دغدغهي صرفاً جمع محدودي از روشنفكران نيست و ميتواند زباني تازه، ايدههايي تازه، رهيافتهايي تازه و فلسفهاي پرشور و تازه پدید آورد تا، در آيندهاي نه چندان دور، شيوههاي تفكر و احساس عامهي مردم را تغيير دهد.
در گام نخست اسلین به بررسی دقیق زندگی و آثار ساموئل بكت، اوژن يونسكو، آرتور آداموف، ژان ژنه و هارولد پينتر می پردازد و سپس آثار همفکران و نوآمدگان این رهیافت نوین، یعنی ژان تارديو ،بوريس ويان،دينو بوتزاتي،اِتزيو دِريكو، مانوئل دو پِدرولو،فرناندو آرابال،ماكس فريش،ولفگانگ لدسهايمر ،گونتر گراس،روبر پنژه،نورمن فردريك سيمپسون،ادوارد آلبي،جك گلبر و آرتور ال. كاپيت را در فصلی دیگر مطالعه می کند.
فصلی مستقل هم به تئاتر ابسورد در اروپاي شرقي و آثار اسلاومير مروژك، تادئوش روزِويچ و واسلاو هاول اختصاص یافته است که در آن
امکانات عالی و روح حماسی تئاتر ابسورد در بیان اعتراضات انسانی
به شیوایی توصیف شده است.
در ادامه هم خوانندگان فصل های «سنت ابسورد» ، «اهميت امر عبث» و «فراسوي ابسورد» را می خوانند.
به عقیده ی اسلین تئاتر ابسورد، مانند تراژديهاي يونان باستان و نمايشهاي مذهبي قرون وسطا و تمثيلهاي باروك، ميخواهد انسان را از موقعيت اسرارآميز و پرمخاطرهاش در عالم آگاه كند. تفاوت فقط در اين است كه در تراژديهاي يونان باستان ــ و در كمديهايشان ــ و در نمايشهاي مذهبي قرون وسطا و در نمايشهاي قدسي باروك، واقعيتهاي غايي مسلم فرض می شد و نظامهاي متافيزيكي قبول عام يافته بودند، ولي تئاتر ابسورد از غياب تمام اين ارزشهاي كيهاني و جهانشمول سخن ميگويد.
از اينرو تئاتر ابسورد ميتواند، با اضطراب يا ريشخند، شهود فردي از افراد بشر را، نسبت به واقعيتهاي غايي كه تجربهشان ميكند، نشان دهد، شهودي كه نتيجهي فرورفتن آدمي در اعماق شخصيت و رؤياها و خيالات و كابوسهايش است.
اسلین بر این باور است که تئاتر ابسورد خودمانيترين و شخصيترين شهودهاي يك شاعر را از موقعيت بشر و معناي وجودي خودش و جهانبيني فردياش بيان ميكند.
تئاتر ابسورد این تلاش شاعرانه را با تصويرپردازي عيني صحنه به انجام ميرساند .تلاشی که به عقیده ی اسلین می تواند با كنار گذاشتن منطق، تفكر استدلالي و زبان و با تکیه بر امکانات خود موفقتر از شعر ناب عمل کند .
اما این تصاوير شاعرانه، همراه تفكر مفهومي، اعتبار خود را دارد و البته تاكيد صريح بر كاركردها و امكانات هريك از اين دو نوع تفكر، معادل بازگشت به عقلستيزي نيست. برعكس، گشايش راهيست به سوي نگرهاي واقعاً عقلاني.
هرچند در تئاتر ابسورد در نمايشهاي بكت و گلبر، انسان رودرروي زمان و در نتيجه در انتظار، انتظاري ميان تولد و مرگ؛ در نمايشهاي ويان، انسان، گريزان از مرگ ؛ در نمايشهاي بوتزاتي، انسان به حالت انفعال به سوي مرگ ميرود؛ در قاتل بيمزد يونسكو، انسان عصيانگر عليه مرگ؛ در نمايشهاي ژنه، انسان در سراب توهمات و در رویای دستیابی به واقعيت غاييِ هميشه پنهان به تله افتاده و راه فرار ندارد؛ در حكايتهاي مانوئل دو پدرولو، انسانی که ميخواهد موقعيتش را تثبيت كند يا به آزادي برسد ، دوباره زندان دیگری را تجربه می کند؛ در نمايشهاي پينتر، انسان در سرما و تاريكياي كه محصورش كرده جاي محقري را از آن خود ميداند؛ در آثار آرابال، انسان بيهوده ميكوشد تا به قانوني اخلاقي برسد كه تا ابد از فهم او بيرون است ؛ در كارهاي آداموف، انسانِ زندانی در تنگنا ی زندگی _كه تلاش سخت و سستي و انفعال، هردو، به يك نتيجه ميرسند: به پوچي كامل و مرگ در آخر كار _سرگشته است؛ و در بيشتر اين نمايشها، انسان ِ هميشه تنها، محبوس در ذهنيت خويش و ناتوان از درك همنوعانش به روی صحنه نمایش داده می شود اما به اعتقاد اسلین تئاتر ابسورد بازتاب نوميدي يا بازگشت به نيروهاي غيرعقلاني و تاريك نيست بلكه بيانگر تلاش انسان مدرن است براي كنار آمدن با جهاني كه در آن زندگي ميكند. زیرا منزلت انسان در گروِ توانايي اوست در مواجهه با واقعيت با تمام بيمعنايياش، آزادانه پذيرفتن زندگی بيترس و بيتوهم ــ و خنديدن به آن.
اسلین چشم اندازهای هنر پیشتازی فراسوی تئاتر را ترسیم می کند كه با فرمهاي جديد و ناشناخته و با بیانی انقلابی پاسخي به تغييرات اجتماعي و فرهنگي دوران ما باشد و از رهپویان تئاتر می خواهد به گذشته عقب نشینی نکنند و با مطالعه ی دستاوردهای ابسورد گام در راه تئاتری پیشتاز گذارند.
نشر کتاب آمه "تئاتر ابسورد" نوشته " مارتين اسلين" را با ترجمه"مهتاب كلانتري ـ منصوره وفايي "در 517 صفحه و با قیمت 12000تومان منتشرکرده است.
کتابی برای دریافتهایی نو از هنری مدرن.
@ 2003-2009 KanoonWeb All Rights Reserved.
برداشت از مطالب اين سايت با ذکر منبع آزاد است