|
جاوید فرهاد
|
|
چهارشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۱۸ |
 جاوید فرهاد : دلم آخر مسافر می شوی تو به ملک غم مهاجر می شوی تو خیالاتی شدی چند یست، شاید گمانم رفته شاعر می شوی تو. * * مسیر گردنه باریک و تنگ است عبور حتمی؛ ولی برگشت ننگ است میان سینه ی این راه متروک نشان گام های یک پلنگ است. * * پرنده برلب بامی نیامد پرستو رفت وپیغامی نیامد سکوت است وبه گوش جاده حتا صدای تک تک گامی نیامد. * * تراز روی عادت می کشد گل ززیبایی ندامت می کشد گل کنارت می نشیند خیلی نزدیک عرق کرده خجالت می کشد گل. * * همان کودک که چندی شیر خورده به رویش سلی تقدیر خورده سپس مردی شده بی باک در دشت غرورش چون پلنگی تیر خورده. * * کجا شد؟ عطر پندارش می آید صدای نرم گیتارش می آید به فکرم او غزل بسیار گفته که بوی تند سیگارش می آید. * * بهار آمد سکوت بیشه را شست طراوت تارو پودریشه را شست غزل های تروسر سبز باران غبارشیشه ی اندیشه را شست. * * شب است ماه درزنجیر بند است درین جاهرچه آماج گزند است من تنهایی واین راه دشوار صدای زوزه ی گرگی بلند است. * * ز بزم آسمان ها ماه می رفت به سوی خلوت جانکاه می رفت میان کوچه ها در نیمه ی شب کسی در زیر باران راه می رفت. * * کسی در فکر پیوندش نشسته به پای توغ دلبندش نشسته غروب است وزنی لبریز از اشک کنار گور فرزند ش نشسته. * * وجودت پاسخ صدها سوال است زبان فلسفه نزد تو لال است ولی با این همه پیچیده گی ها دلت چون قطره ی آب زلال است. * * زنی دروازه را مسدود می کرد حیاتش را خودش نابود می کرد ولی در خانه مرد بی تفاوت پیاپی سگرتش را دود می کرد. * * همه مفتون تصویر دو چمشمت زمین گیران زنجیر دو چشمت نمیدانی کجایند روز گاریست فراری های"کشمیر" دوچشمت. * * ترا در باغ رویا ها که دیدم برایت یک سبد خورشید چیدم زبنگاه خیالت رفته امروز کتاب چشم هایت را خریدم. * * پرنده در هوایم پست کردی ترنم در صدایم پست کردی سپس در نامه یی ازجنس احساس دلت را تو برایم پست کردی. * * زمانه ای زمانه ای زمانه کجاشد روزگار صادقانه از این پس در سکوت سینه هرروز دلم را می برم خانه به خانه
|
|
آخرین بروزرسانی در چهارشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۰۳ |