امروز    چهارشنبه , 17/شهريور/1389   Wednesday , 08/September/2010  - 
/index.php?option=com_content&view=article&id=215&Itemid=92

ماهنامه كانون ادبيات ايران

شماره دوازدهم ـ شهریور 1389
تعامل بین تئاتر و ادبیات
ارتباط دو سویه نمایشگران و داستان نویسان
سه نام بر يک زبان
دری، تاجيکی و فارسی
گفتگو با جمال میرصادقی
نمی توانیم تكنیك داستان نویسی را ایرانی كنیم!
ادبيات در رسانه
نگاهی گذرا به مقوله ادبیات در تلوزیون
زهرخند
طنز امروز

دوبیتی ها PDF چاپ پست الکترونیکی
جاوید فرهاد   
چهارشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۱۸
دو بیتی
جاوید فرهاد :

 

دلم آخر مسافر می شوی تو
به ملک غم مهاجر می شوی تو
خیالاتی شدی چند یست، شاید
گمانم رفته شاعر می شوی تو.
              * *   
 مسیر گردنه باریک و تنگ است
عبور حتمی؛ ولی برگشت ننگ است
میان سینه ی این راه متروک
نشان گام های یک پلنگ است.
             * *
پرنده برلب بامی نیامد
پرستو رفت وپیغامی نیامد
سکوت است وبه گوش جاده حتا
صدای تک تک گامی نیامد.
             * *
تراز روی عادت می کشد گل
ززیبایی ندامت می کشد گل
کنارت می نشیند خیلی نزدیک
عرق کرده خجالت می کشد گل.
             * *
همان کودک که چندی شیر خورده
به رویش سلی تقدیر خورده
سپس مردی شده بی باک در دشت
غرورش چون پلنگی تیر خورده.
             * *   
کجا شد؟ عطر پندارش می آید
صدای نرم گیتارش می آید
به فکرم او غزل بسیار گفته
که بوی تند سیگارش می آید.
           * *
 بهار آمد سکوت بیشه را شست
طراوت تارو پودریشه  را شست
غزل های تروسر سبز باران
غبارشیشه ی اندیشه را شست.
            * *
شب است ماه درزنجیر بند است
درین جاهرچه آماج گزند است
من تنهایی واین راه دشوار
صدای زوزه ی گرگی بلند است.
            * *
ز بزم آسمان ها ماه می رفت
به سوی خلوت جانکاه می رفت
میان کوچه ها در نیمه ی شب
کسی در زیر باران راه می رفت.
            * *  
کسی در فکر پیوندش نشسته
به پای توغ دلبندش نشسته
غروب است وزنی لبریز از اشک
کنار گور فرزند ش نشسته.
          * *
وجودت پاسخ صدها سوال است
زبان فلسفه نزد تو لال است
ولی با این همه پیچیده گی ها
دلت چون قطره ی آب زلال است.
         * *
زنی دروازه را مسدود می کرد
حیاتش را خودش نابود می کرد
ولی در خانه مرد بی تفاوت
پیاپی سگرتش را دود می کرد.
        * *
همه مفتون تصویر دو چمشمت
زمین گیران زنجیر دو چشمت
نمیدانی کجایند روز گاریست
فراری های"کشمیر" دوچشمت.
        * *
ترا در باغ رویا ها که دیدم
برایت یک سبد خورشید چیدم
زبنگاه خیالت رفته امروز
کتاب چشم هایت را خریدم.
        * *
پرنده در هوایم پست کردی
ترنم در صدایم پست کردی
سپس در نامه یی ازجنس احساس
دلت را تو برایم پست کردی.
       * *
زمانه ای زمانه ای زمانه
کجاشد روزگار صادقانه
از این پس در سکوت سینه هرروز
دلم را می برم خانه به خانه

 

+/-
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
آدرس سایت:
عنوان:
 
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
+/- نظر ها
افزودن جدید جستجو

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین بروزرسانی در چهارشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۰۳
 
@ 2003-2009 KanoonWeb All Rights Reserved.
برداشت از مطالب اين سايت با ذکر منبع آزاد است