
ديوان واصل كابلي (محمد نبي واصل كابلي )
به اهتمام دكتر عفت مستشار نيا
ناشر: محمد ابراهيم شريعتي افغانستاني
چاپ اول 1385
واصل به سال 1244 ه.ق در ده افغانان كابل چشم به جهان گشود. خط و اصول انشاء و ترسل را از پدر خويش آموخت، و نيز ادبيات كهن زبان فارسي دري و زبان عربي و علوم اسلامي را از محضر ملاّ رحم¬دل خان مدرّس فراگرفت. در ايام صباوت واصل، پدر نامدار و بزرگوارش چشم از جهان فروبست. اما مادرش كه بانوي فرهيخته و دانشمندي بود ، نگذاشت كه فرزندش در نيمه راه دانش اندوزي ناپخته و نيم سوز بماند.
استعداد شگرف واصل انگيزه آن شد كه استادش پس از مدت كوتاهي وي را به عنوان محرّر خويش انتخاب كند. حافظه و ذكاوت واصل آن گونه كه از معاصرانش شنيده شده است، اعجاب آور و به پايه نبوغ بوده است.
واصل با وجود اشتغال به كارهاي دفترداري، در شعر و ادب نيز توانايي بي مانندي داشته است، چندان كه در شعر از خواجه بزرگوار شيرازي مشتاقانه پيروي مي كند و در اكثر غزلهايش چنان دنباله رو لسان الغيب شمس الدين محمد حافظ شيرازي است كه اگر شعري از واصل بدون قيد نامش به نشر برسد گاهي خواننده مشكل خواهد توانست آن را از شعر خواجه شيراز تفكيك نمايد.
وي را مي توان يگانه شاعري دانست كه بعد از ساليان مديد، دوباره سبك عراقي را زنده نموده است. واصل در غزل سرايي استاد است و نسبت به همه انواع شعر بيشتر به اين شيوه توجه نموده است. در قصيده و ترجيعات نيز دست كمي از غزل ندارد، اما در مرثيه سرايي چيره دست تر است و چنان پر سوز و گداز و هيجان انگيز درباره آل پيامبر اسلام و خصوصاً سيّد الشهدا حضرت امام حسين (ع) و حادثه دلخراش كربلا مي سرايد كه دل هاي ارادتمند را غرقه در امواج خون و آتش مي سازد. قصايد واصل نيز با آن طبع روان و قريحه سرشار و حافظه فوق العاده استثنايي، براي مورخين و محققين در شناخت اشخاص سرشناس و حكمروايان زمانش بسيار ارزنده و سودمند است.
واصل به روز پنجشنبه 20 ماه ثور سال 1271 خورشيدي برابر با 10 مي 1892 ميلادي به اثر مريضي وبا وفات يافت و پيكرش در ده افغانان ـ كه در حال حاضر ولايت كابل در آن موقعيت قرار دارد ـ به خاك سپرده شد.
ترسم كه اشك بر غم ما پرده در شود
وين راز سر به مهر به عالم سمر شود
«حافظ» نمونه هايي از غزل هاي واصل كابلي