|
روايتي متفاوت از تاريخ ادبيات |
|
|
|
|
سمانه افتخاری
|
|
|
|
يكصد و نود و نهمين جلسه هفتگي كانون ادبيات ايران ـ مجموعه داستان "پشت سرت را نگاه نكن" پويا رفويي، منتقد و پژوهشگر، در بررسي مجموعه داستان "پشت سرت را نگاه نكن" نوشته فارس باقري به جريانهاي تاريخي در ادبيات اشاره كرد و گفت: موج تازه اي از داستان نويسان ايران، با نوشته هاي خود برخورد با تاريخ ادبيات را تغيير داده اند. در يكصد و نود و نهمين جلسه هفتگي كانون ادبيات ايران مجموعه داستان "پشت سرت را نگاه نكن" نوشته فارُس باقري نقد و بررسي شد. پويا رفويي (دكتر در رشته پژوهش هنر)، محمد مطلق(منتقد و روزنامه نگار) فرزام حقيقي(منتقد) درباره اين اثر صحبت كردند. رفويي درباره موج تازه داستان نويسي در ايران گفت: اين موج باعث آشنايي مخاطبان با تاريخ ادبيات هاي جديد شده و متفاوت است. تاريخ ادبيات با توجه به دگرگوني نويسندگان وجهان هاي داستاني آنها دگرگون شده است. هر نويسنده اي با بهره گيري از شگردهاي خاص خود، جهاني متفاوت از ديگري را خلق مي كند. رفويي با بيان اين كه ديگر زمان ملاك قرار دادن نويسندگان كلاسيك بر مبناي تاريخ ادبيات گذشته است و هر نويسنده اي خود تاريخي جديد از ادبيات است گفت: تاريخ ادبيات مفاهيم ثابت خود را از دست داده است. متن هاي جديدي توليد شده است كه هر كدام مبدأيي در تاريخ ادبيات هستند. مي توانيم از امروز تاريخ ادبيات را بخوانيم و به گذشته برويم و اين حاصل روايت هاي متفاوت و يكسان گرايي جديد در ادبيات است. در دنياي امروز ادبيات به تاريخ ادبيات به عنوان يك تجربه پيشيني نمي توانيم نگاه كنيم. رفويي نظام داستانهاي فارس باقري را اينگونه توصيف كرد: در اين مجموعه داستان با سه لايه و يا نظام داستاني رو به رو هستيم. يكي نظام اشياست و يكي نظام حيوانات و دست آخر نظام انساني. در همه قصه ها با اين روال روبروييم. در اين شكل به صورت بندي تازه اي از حيات مي رسيم. البته مرزبندي دقيقي در اين ميان وجودندارد و فضاي ميان اينها را اضطراب پر مي كند. جهان داستان باقري متشكل از حيوانات و انسانهاست. حيواناتي كه مي خواهند وارد فضاي اجتماعي بشوند. دراين نظام هاي داستاني ناپايداري و سيّاليت مي بينيم.
محمد مطلق منتقد بعدي اين جلسه ابتدا به داستان يا نبودن اثر اشاره كرد و در نهايت آن را داستان خواند وگفت: باقري يك مرحله بالاتر از بيان و شخصيت پردازي است و در مرحله تعجب است. بعد از اين مرحله حيرت است كه نمي توانيم درباره آن چيزي بگوييم و ادبيات داستاني ما هنوز به آن مرحله نرسيده است. محمد مطلق مجموعه را شامل دو بخش دانست و گفت: در بخشي شيوه گفتار ـ نمايش را مي بينيم كه برگرفته از تئوري دوراس است و در بخش ديگر توصيف است. كه پديده ها را به جاي آن كه بشنويم مي بينيم. در اين بخش زبان حالت يله دارد و از شيوه گفتن به جاي نشان دادن استفاده مي شود. اما در بخش دوم به جاي ديالوگ همه پديده ها را مي بينيم. مطلق به نظام نشانه ها در اين مجموعه اشاره كرد و گفت در بخش اول نشانه ها همديگر را تكميل مي كنند اما در بخش دوم همديگر را دگرگون مي كنند. در ادامه فرزام حقيقي درباره اين مجموعه گفت: كار فارس باقري چيزي به ادبيات ما اضافه نمي كند. به قول گلشيري بايد ببينيم ديگران چه نوشته اند تا ببينيم در آثار ديگر چه كاري انجام شده است. اما اگر مجموعه را در زمان خودش نگاه مي كنيم كار قابل تأملي است. حقيقي به فضاهاي داستان دهه 80 اشاره كرد كه از فضاهاي عمومي به فضاهاي شخصي رسيده ا ست. در اين فضا روابط سردي ميان زن و شوهر حاكم شده است. اگر نويسنده خلأ حسي را با استفاده از تكنيك جبران نكند خواننده كششي به ادامه خواندن داستان ندارد. در جهان داستان امروز آدم ها تنهايند و به ارتباط با ديگران احتياج دارند. براي همين است كه گفتگو كمتر است و تك گويي دروني بيشتر مي شود. محمد رضا گودرزي نيز با اشاره به مدرن بون داستانها و اين كه مي خواهد از تفرد به جهان نگاه كند و تلاشي براي شناختن خود و ديگري جهان است. گودرزي ژانر اين داستان را شگفت، تمثيلي و واقع گراي مدرن خواند و گفت نويسنده به دو شگرد عمده يكي روان شناسي رفتاري و ديگري روان شناسي ذهني داستان هايش را نوشته است و امكان ديگري از هستي را به ما نشان مي دهد. وي درباره توازي طرح ها درداستان گفت: در اين داستانها دو رخدادبه موازات هم پيش مي روند و در يك نقطه به هم مي رسند . بن مايه هاي تكرارشونده اي (موتيف)مانند آكواريوم، برف، شخصيت نيري و تبعات جنگ دراين داستانها ديده مي شود و نكته ديگر پازل گونه بودن داستان هاست كه نويسنده قطعاتي را از خواننده پنهان مي كند. اين نشست روز دوشنبه 23 مهرماه 1386 در كانون ادبيات ايران برگزار شد.
|